نافرمانی هوشمندانه (کجا قوانین را زیر پا بگذاریم)

یکی از علت های شکست پیروی کامل از قوانین است . اگر پلیس بخواهد به همه ی قوانین بصورت سخت گیرانه توجه کند شهر مختل می شود و آرامش از بین خواهد رفت ، در حالی که وجود پلیس و هداف از ایجاد آن آرامش بخشیدن ، نظم دادن و جلوگیری از مختل شدن شهر است . به عنوان مثالی دیگر ، اعتصاب و کار نکردن در هر سازمانی ممنوع است ولی گاهی لازم است برای رسیدن به یک نتیجه ی مثبت اعتصاب کرد ، این نتیجه ی مثبت می تواند برای هر دو طرف کارمند و کارفرما سودمند باشد و اگر به موقع اتفاق بیفتد به پیشرفت آن سازمان کمک کند یا قوانین جدیدی وضع شود . مثالی دیگر که می توان به آن اشاره کنم فرض کنید شخصی با سگ خود منتظر چراغ سبز و عبور از خیابان است ، اما به محض سبز شدن چراغ سگ نافرمانی می کند و حرکت نمی کند ، سگ می داند که هدف عبور از خیابان به هر قیمتی نیست و چون دیده اتوموبیلی به سرعت قرار است از جلوی آنها رد شود ضاحب خود را وادار به ایستادن می کند ، اگر سگ در این شرایط طبق دستور صاحب خود کورکورانه حرکت می کرد آسیبی که به آنها می رسید بسیار بود . ولی با نافرمانی هوشمندانه و در نظر گرفتن شرایط جان خود و صاحبش را نجات داد .

نافرمانی

در این نوشته قصد دارم این موضوع را در یک سازمان و مدیریت آن بررسی کنم . شما به عنوان یک مدیر در یک سازمان فرض میگیریم که هم زیر دستانی دارید و هم رئیسی و در هر دو شرایط ممکن است نافرمانی کنید یا نافرمانی ببینید . باید در نظر داشته باشید که نافرمانی هوشمندانه همیشگی و روزانه نیست و فقط در شرایط خاص و موقعیت بحرانی می بایست اتفاق افتد ، و باعث پیشرفت و ارتقا با در نظر گرفتن هدفی مثبت شود . قوانین برای شرایط معمول و غیر خاص طراحی شده اند و پیروی از آنها روی کاغذ همیشه موجب پیشرفت و توسعه خواهد بود اما گاهی در شرایط خاص لازم است انعطاف داشت و قوانین را خم کرد یا حتی آن ها را زیر پا گذاشت ، چون اثر اجرای آن، برخلاف هدف اصلی آن سازمان و چشم انداز آن مجموعه است .

نافرمانی هوشمند همانطور که از اسم آن پیداست در یک سطح بالاتر اخلاقی انجام می شود و باید با استدلال و دلایل مستند همراه باشد . در صورتی که در حین پروژه ای نظری مخالف آن چه همه اجرا می کنند دارید ، ریسک کنید و آن را بیان کنید ، اصلا نگران عواقب صریح صحبت کردن و هشدار دادن به رئیستان نباشید ، خیلی احتیاط نکنید چون ممکن است فرصت را از دست بدهید و دیگر دیر شود ، اگر فکر می کنید مخالفت شما به سود آن مجموعه است آن را فریاد بزنید و سعی کنید دلایل و مستندات خود را تماما منطقی ، خام ، خالص و بدون فیلتر روی میز بگذارید . این مخالفت و فریاد مانند دارو می ماند ، هر چند تلخ باشد اما بیان آن، بیماری آن سازمان را درمان خواهد کرد . از خراب شدن رابطه تان و به هم ریختن جو نهراسید ، همه ی این ها را حین پروسه درست خواهید کرد .

مرزهایی که نافرمانی هوشمندانه می بایست درون آن قرار گیرد بصورت زیر است :

1- یک گروه و تیم دیگر را برای پیشرفت خود قربانی نکنید

2- شجاعت و ریسک پذیری  مخالفت را برای سودمند بودن سازمان به کار ببرید نه نفع شخصی

در صورتی که نافرمانی در این دو مرز قرار داشت همان موقع و بدون تعلل حرفی را که می خواهید،  بزنید .

مطلب دیگر اصرار و ایستادگی روی نظرتان است در صورتی که به حرفتان توجهی نشد از راههای دیگر وارد شده و بدنبال یک بحث منطقی و مستدل باشید ، برای ارام شدن جو و تمام شدن مشاجره از نظر خود کوتاه نیایید و با شجاعت اصرار کنید ، البته این به معنی تعصب داشتن نیست . اگر فهمیدید نظرتان اشتباه بوده خیلی زود بپذیرید و وقت مجموعه را تلف نکنید .

در صورتی که شما مدیر یک مجموعه هستید جایی را برای این نافرمانی های هوشمند در نظر بگیرید ، خط قرمز های سازمان را کمی باز تر بگذارید و بجای آن خط زرد قرار دهید ،  برای آن معیار قانونی کمی واریانس قرار دهید ، بگذارید نوساناتی که در سازمان اتفاق می افتد گاها از خط زرد رد شود و کارمندان آزادی عمل برای انتخاب هوشمندانه را داشته باشند هر چند در ظاهر نافرمانی باشد .

مطلب دوم این که توانایی نه گفتن خود را بالا ببرید ، شما به عنوان مدیر با خیلی پیشنهادات و مخالفت ها مواجه خواهید شد ، که ممکن است همیشه درست نباشند  و باید تصمیم بگیرید و اگر مطمئنید اشتباه است صراحتا با آنها مخالفت کنید .

اما برای نه گفتن دو راه است یکی اینکه بحث را به سمتی ببرید که خود شخص به اشتباه بودن نظرش پی ببرد ، این روش باعث می شود رابطه کاری قویتر از پیش شود ، مثلا اگر به شما پیشنهاد خرج 50 میلیون برای تبلیغات کرد شما میپرسید آیا بودجه ی ما الان اجازه می دهد چنین خرجی را بکنیم ؟ و او می گوید نه . روش دیگر هم با صراحت گفتن “نه” است ، در شرایطی که به این وضوح نمی توان بحث نمود ناچارا می بایست فقط گفت نه .

 


یک پاسخ به “نافرمانی هوشمندانه (کجا قوانین را زیر پا بگذاریم)”

  1. ریسک پذیری خیلی کم شده، خودمم همینطور!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *